محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

276

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

واژه‌شناسى لا يفره : چيزى بر آن نمىافزايد . الجمود : شدت بخل . لا يكديه : چيزى از آن نمىكاهد . تعبير « إذ كل معط منتقص سواه » پس از آن قرينه‌اى بر اين معنا است . أناسىّ الأبصار : جمع « انسان البصر » است كه به حلقه وسط چشم گفته مىشود . فلز : گوهر گرانبها . اللّجين : نقره ناب . العقيان : طلاى ناب . ساختار ادبى ما خلا : « ما » زائده است و برخى نيز آن را مصدريه دانسته‌اند . ليس : ضمير مستتر در « ليس » اسم آن است . بأجود : باء زائده است و « أجود » خبر ليس است و همه مجرورهاى بعد از « أجود » متعلق به آن است . الأوّل : خبر براى مبتداى محذوف است و در اصل چنين بوده است : « هو الأوّل » . أناسىّ : مفعول « رادع » است . أن تناله : تأويل به مصدر مىرود و متعلق به « رادع » است . ما أثّر ذلك : جواب « لو » است .